♥LOVE HAS TO LIVE FOR EVER ♥

ایناسرزمین من وعشقمه ... تاابدعاشق میمونیم وبه عشق هم قسم میخوریم ...

new veb

آدرسه وبه جدیدمه اینم چندوقت دیگه پاک میشه

www.youandI.blogfa.com

[ جمعه 1392/01/16 ] [ 22:51 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

من بی تو ... میمیرم ...

یکی از دوستام نتم بم گفت تو چت سکس کنیم منم گفتم نه!

نویدم غیرتی شد وپاکش کرد! بعدم گفت الان میرم همه ی پسرای اددلیستتو پاک میکنم ! منم گفتم نه!خب بعضیاشون دوستای خوبی هستن واسم ... اونم گفت یامن تواددلیستت میمونم واوناپاک میشن یا من پاک میشم وانامیمونن ! باخودم فکرکردم اگه خودشوپاک کنه میشه بعدادش کنم امااونارو نه!

راضی نشدم دوستامو پاک کنه ...

ازاون روز رابطمون بدترشد ...

دیشب یه بسته قرص خوردم رگمم زدم امابعد گفت اگه بکشی خودتو منم میکشم ... بخدا عاشقم ... خب نمیتونم ... همین الانم دارم گریه میکنم ... همین که توی دنیایی هستم که اونم توش نفس میکشه تاحالازنده نگهم داشته میدونم اونم واسه همین زندست اما ... خیلی مغروره ...

یکی از اسای قدیمیشو چنددیقه پیش برای فرستادم [عادت دارم اسای قدیمیو نگه دارم ] که توش تاکید کرده که عزیزم میخوامتتتتتتتتتتتت ...

بش گفتم میخوام اون سپیده توی دلت بمیره همون شبی که تو گفتی میخوایش اون مرد ودیگه بیدارنشد ... نمیخوام از این سپیده ای که الان هست چیزی یادت باشه ... بم گفت : سپیده ی من خیلی وقته مرده ... بش گفتم کی مرده ؟ گفت همون روزی که دوستاشو به من ترجیح داد ...

کاش بفهمه عاشقم ... واقعی عاشقم واقعی همیشه فکرمیکردم نوید عشقم دوممه اماالان فهمیدم عشق اولمه ... من اصلا عاشق نفرقبلی نبودم ینی درمقایسه بانویداونوخیلی کم تر دوست داشتم ...

دوست دارم سرموبزارم رو شونه ی یکیو گریه کنم ...

یابزارم لبه ی سنگ قبرم ...

همین الان لباسموعوض کردم یه تک پوش سیاه تنم کردم ...

سیاه پوش وعزادار خودممم ...

هعیـــــــــــــــــــــــ(: ...

[ دوشنبه 1391/12/21 ] [ 17:55 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

وایـــــــــــــــــــــ خدا ... اون پستو گذاشتم در حالی که میدونم تقریباغیرممکنه بهش برسم ... این ینی یه شکست وزخم عمیق ... دختره ی احمق ...

[ چهارشنبه 1391/12/02 ] [ 20:42 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

فرشته ی من ...

[اینم سومین داستان خودم که میزارم تووبلاگم وتقدیمش میکنم به نویدم ]

*برید ادامه ی مطلب *

عشقی به پاکیه آسمون ... به زلالیه آب ... به خطرناکیه زهر ... به شیرینیه عسل ... واین وصف عشق افسانه ای و جاودانه ی ما بود ... از تک تک ثانیه هام با تو لذت میبردم ... شیرینیه اون قرارهای مخفیانه روهیچ وقت ازیادم نمیره وطعم لبات رو دراولین بوسه ... هروقت اون چشمای معصومتو به من میدوختی معنی همه چیزو گم میکردم ... حتی خودم رو ... دنیای من تو شده بودی ، دنیایی به وسعتِ قلب تو وقلبی به بی کرانیه دریا ... آخه مگه چندنفر فرشته ای مثله تو داشتن ؟؟؟ عاشق این بودی که درباره ی آینده ی مشترکمون حرف بزنیم ومن هردفعه برای تو از آینده حرف میزدم ... از اینکه وقتی باهم ازدواج کردیم تویه خونه ی کوچیک که کنار دریاست زندگی میکنیم وتو از شنیدن اینا کلی ذوق میکردی ومحکم بغلم میگرفتی و من باز میگفتم از اینکه کلی بچه داشته باشیم وهر بعد از ظهر بریم کنا دریا تا به  سنفونیه دل نواز آب گوش بدی [ اینو خیلی خوب میدونستم که عاشق صدای آب وسکوت دریا وتلاتم امواجی ] وبعد از گفتن این حرفا تولپمو میبوسیدی و سرتو میزاشتی رو سینم و به اون خونه ی رویایی با تمام اون بچه ها و زندگی با من فکر میکردی ... ♥sepideh♥


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1391/12/02 ] [ 18:19 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

سعی میکنم تاشب آخرین داستانمو آماده کنم!ومیخوام تقدیمش کنم به نوید[عشقم]

[ چهارشنبه 1391/12/02 ] [ 15:42 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

بازم قهر

بازم همون قهرای همیشگی ... اون دفعi قسم خوردم که دیگه منت کشی نکنم پس امیدوارم خودش برگرده :( هنوز یه روزم نگذشته که دلم اینقدر تنگ شده [مرض دختر تاکی میخوای مثه دیوونه هاباشی؟؟؟!!!] هعیـــــــــــــــــ 14 سالم شد وهنوز آدم نشدم:( 3ماه دیگه تولد 15 سالگیمه :) :( دلم میخوادپیشم باشه وبم تبریک بگه ...

[ممنون ازدوست گلم شادی که گفت حرف دلمواینجابنویسم بلکه نوید یه روز بخونش]

[ سه شنبه 1391/12/01 ] [ 14:5 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

نینی :)

من دوست دارم نینیه من ونوید دختر بشه ینی این :

اما نوید پسر دوست داره ینی این :

 یااین:

پس تصمیم گرفتیم سه قلو یادوقلو بیاریم:)) تاخدا چی بخواد :))

اگه دخترباشه اسمشو میزاریم ساحل یا باران اگهم پسربود نظر نوید با آرتینه اما من میگم آروین یا مثلا آیدین یا امیرعلی! اما به نظرم اسم هیچ پسری قشنگ نیست :|

اصن ازاینا بگذریم فقط دعاکنید من و عشقم به هم برسیم ...



[ دوشنبه 1391/11/09 ] [ 14:47 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

♥ یکی ♥

 نمیخوام بگم صد تا دوستت دارم!فقط میگم یکی دوست دارم!!! خب به نظرمن یک باارزش ترین عدده ، یه جوری مادراعداده!اگه یک نبود دوهم نبود،سه هم نبود و درکل هیچ عدد دیگه ای نبود!!!

یکی دوست دارم عشقم :-*

[ یکشنبه 1391/10/17 ] [ 20:18 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

تنها...

 بعد از رفتن توفقط من ماندم و تنهایی وسایه ام بردیوار که سیگاری دردهان دارد و دودی که خفقان نبودنت رابه رخم میکشد ...

تک تم سلولهای بدنم میگویند تو و من میگویم رفت ...

واقعاچرابرنمی گردی؟؟؟؟!!!! سخت است برگشت یااو نمیگذارد ؟؟؟!!!

[ یکشنبه 1391/10/17 ] [ 20:8 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

عکسمون:))

 اینم ازعکس مورد علاقه ی من و نوید ♥♥♥

[ یکشنبه 1391/10/17 ] [ 16:9 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

نرو...

هنوزم گرمای لبتو روی گردنم حس میکنم ... نفس هات رو زیرگوشم حس میکنم ... وقتی میگفتی دوست دارم و بعدمحکم بغلم میکردی ... وقتی شبا محکم منو به خودت میچسبوندی و سرمو میزاشتی روسینت تا خوابم ببره ... صبحاکه بیدار میشدم زل زده بودی بم و وقتی چشمامو بازمیکردم اولین چیزی که میدیدم چشمای درشت تو بود ... یادش بخیر...اون روز بارون میومد. صبح که بیدارشدم لپموگرفتی و گفتی پاشو تنبل بیرون داره برف میاداما ما هنوز تو تختیم :| من میخوام باعشقم برف بازی کنم ، پاشو دیگه خانومی ... هنوزجای خالیه آدم برفیمون رو کناربقیه ی آدم برفیاحس میکنم ... هنوزکامل آب نشده بودکه ول کردی ورفتی ... هرچقدرصدات زدم حتی پشتتونگاه نکردی ... هرروزدلم بیشترازروزقبل بهونتومیگرفت ... مثل بچه هایی که مامانشونوگم کردن ... رو تخت خوابیدم وبعد تنها چیزی که حس کردم گرمی خونی بود که کم کم داشت پخش میشد ... صدای دروشنیدم ... وبعدصدای قدم های بلندومحکمت ... هرکاری کردم بلندشم وبغلت بگیرم نشد انگارچسبیده بودم به تخت ... حتی نمیتونستم چشماموباز کنم اما بوی عطرتو تشخیص دادم وگرمای آغوشتو ... چشمامو باز کردم ودیدم من توبغلتم وداری گریه میکنی ... امافایده نداشت یکی همش بم میگفت وقتت تموم شدبایدبا من بیای ... من میدیدم که دارم لحظه به لحظه ازت دورمیشم ومیرم به آسمون اماتو ... فقط گریه میکردی ومیگفتی بیدار شو ... کاش هیچ وقت نمیرفتی ...♥sepideh♥


[ یکشنبه 1391/10/17 ] [ 16:1 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آخرین لحظه ی عشق

تمام نگاهش را روی تلفن متمرکزبود.دخترک منتظربود تا معشوقش ، همان پسری که مدتی پیش ملاقتش کرده بود ، به اوتلفن بزند . قراربود امشب در یکی ازرستوران های بالای شهرهمدیگررا ملاقات کنند . وضع مالی پسرک  خیلی خوب نبود به همین دلیل قراربود ازیکی ازدوستانش مقداری پول قرض بگیرد تابتواندخترک رابرای شام به رستوران ببرد.اما دراین باره به دخترک چیزی نگفته بود ...♥sepideh♥



ادامه مطلب
[ دوشنبه 1391/10/11 ] [ 10:15 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مردباش

غیـرت دارم روی خاطراتــمان !

بـرای کســی تـعریفشان نمــی کنم ...

تــو فـقط مــرد بــاش انــکارشان نــکن .. !!


 


 

 

 

[ پنجشنبه 1391/10/07 ] [ 10:18 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

به سلامتیشون

  به سلامتی اون پسرایی که بعد از دوسال رابطه

هنوز قبل از اینکه از خواب پاشی بهت مسیج میدن :

سلام عزیزم صبحت بخیر

و اگه دیرجوابشون رو بدی زودی بهت زنگ میزنن که مثلا :

"میخواستم خواب نمونی و دیر به سرکارت نرسی"

 ولی میدونی که واسه اینکه دلت دیشب یه کم گرفته بود نگرانن .... اونا که هیچی ازت

توقع ندارن جز دیدن لبخندت...

اسکل و آویزون نیستن بخدا ... کمبود محبت ندارن ... دوستت دارن از ته دل ...

بهشون خیانت نکنید ...♥

 

[ پنجشنبه 1391/10/07 ] [ 10:13 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


__̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ ̡͌


خونه من ونویدم♥♥♥

[ پنجشنبه 1391/10/07 ] [ 9:38 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

امشب...

امشب چقدردلم گرفته:( هواابریه:(کاش میشدمن به جای آسمون ببارم ... حاضرم ببارمافقط اگه خدامیزاشت ...خوش به حال اونایی که تنهازندگی میکنن ... اینامیتونن تادلشون بخوادگریه کنن .. لازم نیست شبابا بالشت صدای گریشونوخفه کنن ... باراولم بود ... نمیدونم چرادیگه طاقت نیوردم تاشب ... یهوزدم زیرگریه :( گوشه اتاقم نشستم و گریه کردم ... مامانم اومدودیددارم گریه میکنم :( دستموگرفت وگفت چیکارمیکنی باخودت ؟؟؟ گذاشتم روتخت و رفت یه لیوان آب بیار ... چه قدردوسش دارم ... چقدرناراحتم که ناراحتش کردم ... :(

[ چهارشنبه 1391/10/06 ] [ 20:53 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

گرمای تو ...

 

چقدر خوبه

 

کسی هست

 

که وقتی بهش فکر می کنی !

 

اونقدر گرم میشی ،

 

که یادت میره اتـــــاقت

 

چقدر سرده ..!

 

[ یکشنبه 1391/10/03 ] [ 21:55 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

احمق ...

امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد...

تو رو می خواســـــــــــت..

.

ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالشت

آروم به دلـــــــــــم گفتم

خــــــــــفه شو....

دوره دموکراسی گذشته.... می زنم لهـــــــــت میکنم!!!!!!!!



[ یکشنبه 1391/10/03 ] [ 21:51 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

کی مرده؟؟؟!!!

  مــــرد باید وقتی حال نداری و گرفته ای

 

 یا عصبانی هستی و جیغ میزنی یا نق الكی می زنی .....

 

 به جا اینكه بگه چته؟؟!! بگــه: بیــا بغلـــم غر نــزن بابا ...!!!

 

[ یکشنبه 1391/10/03 ] [ 21:47 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

من و تنهایی ...

یهــ آهـــَنگ رو یکــ مـــآه گوشــ میدــے ..

 

امـــ ـ ـآ هیچوَقتــ نمیتونـــے حفظــِش کــُنـــے ..

 

یهــ نـــَفـــَرــے کهـ دوســـتشـــ دارــے رو ؛ هیچوَقـــت نــِمیشهــ لــَمســِش کــُنـــے ..

 

یهــ حرفـــــے کـــه تو دلتهــ نمیشــِه بـــِه عــِشقــِت بــِگــــے ..

 

دســـتا گــَرمــ و نـــآزِشــو نمیشـــه تو دَستــ بگیریــ ..

 

بهــ اینــ میگــَن: تـــَنهـــــآیـــــے ..

 

میفـــَهمـــے ؟؟؟

[ یکشنبه 1391/10/03 ] [ 21:45 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

پوچ ...

خداحافـظ...
گوشی قطع
پشتش سیگار
صدای ضبط زیاد
ریپیت
" خالی از خویشی و غربت ,گیج و مبهوت بین بودن و نبودن "
پشتش سیگار
لش, روی تخت
گریه کنار هر عکس مشترک
پشتش سیگار
...نگاه به ساعت دقیقهـ به دقیقهـ
پشتش سیگار
خیره بر گوشی چشم انتظار
پشتش سیگار
چندین ماه بدون تــــــــو
می دانم, ماه های دیگر هم به همین سادگی می گذرد...

[ یکشنبه 1391/10/03 ] [ 21:42 ] [ سپیده ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::